شهاب الدين احمد سمعانى
مقدمهء مصحح 58
روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )
پس از سال 536 ، « 79 » پرداخته است ؛ زيرا مؤلف به لحاظ نشان دادن جايگاه معنوى ابو سعيد ، و جلوگيرى از حوادث ناگوار هجوم اتسز در خاكجاى ابو سعيد ، و حواشى آن ، نياز به تأليف چنين كتابى را احساس كرده بوده است . وجود سخنان ابو سعيد در روح الارواح كه بين سالهاى 530 - 534 تأليف شده - و عدم وجود پارهاى از آنها در حالات و سخنان نيز پندار و گمان مذكور را محتاج به تأمل مىكند . علاوه بر فوايدى بسيار كه در خصوص پسندها و آداب خانقاهى ، مصطلحات و واژگان عرفانى ، و اخبار اهل حقيقت در روح الارواح در وراى نثر شاعرانه و زيباى آن نهفته است ، كتاب مزبور از نظر تأويلات عرفانى از آيات قرآنى ، و نيز از ديد نگرش و استنباط خانقاهيان از احاديث قدسى و نبوى ، حاوى مطالب و نكات ارزندهاى است كه از يكسو در تدوين « تفسير صوفى » و از ديگر سو در تبويب و تأليف « حديث صوفى » محققان را به اين كتاب و اين گونه اشارات و تأويلات آن نيازى است مسلّم . گفته شد كه سمعانى از واعظان بنام مرو در اواخر سدهء پنجم و اوايل سدهء ششم هجرى بوده است . حرفهء واعظى در روزگار سمعانى مستلزم تسلط واعظ بوده است بر علم تفسير و علم حديث . سمعانى نيز از اين علوم آگاهى بسزا داشته بوده ، و اين گونه آگاهيهاى او را عبد الكريم سمعانى در انساب نشان داده و اثبات كرده است . « 80 » همين نگاشتهء او نيز حاكى از تسلط او بر آراء مفسران از اهل ظاهر و اهل باطن است ، و هم نمايندهء تأملات او بر ظاهر و باطن حديث . سواى توجه او به اقوال مفسران متقدم مانند قتاده ، سدّى ، ابن عباس ، ضحاك ، محمد بن كعب ، از لطايفى كه خانقاهيان در تفسير و تأويل آيات قرآنى عنوان كردهاند غفلت ندارد . در حديث نيز به همين گونه عمل كرده است ، بهطورى كه گاه مانند محدّثان اهل ظاهر از آوردن سلسلهء اسناد و روات حديث كوتاهى نمىكند ، و ليكن در تأويل حديث ، نكتههاى نازك عرفانى را مىگنجاند و پيوند آن دو را نشان مىدهد . از اين رو ، روح الارواح در زمينهء تفسير عرفانى آيات قرآنى و احاديث نبوى يكى از منابعى مفيد به شمار مىرود . بحثهاى گستردهاى كه در چندين جاى اين كتاب پيرامون « آيت امانت » شده و جلوههاى « آفتاب امانت » نموده شده است مىتواند به تنهايى رسالهاى شود در پيرامون تفسير صوفى از آيهء مذكور ، آيهاى كه بعضى از مفسران و فقيهان و متكلمان به استناد آن ، از يك طرف « امانت خداوند » را سبك و بىمقدار
--> ( 79 ) - - حالات و سخنان ، مقدمهء استاد شفيعى كدكنى ، ص 16 . ( 80 ) - - همين مقدمه ، پيش از اين .